ژان دوست (جان دوست)

 

جان دوست یا ژان دوست (Jan Dost) شاعر و نویسنده کرد اهل سوریه زاده شهر کوبانی است. او چندین رمان به کردی کرمانجی و دو رمان به عربی نوشته که بعضی از آن‌ها به سورانی و عربیو فارسی ترجمه شده‌اند. همچنین ترجمه‌هایی از کردی به عربی دارد. برای مثال مم و زین نوشته احمد خانی را به عربی ترجمه کرده‌است.

دوست 2 300x160 - ژان دوست (جان دوست)

کارهای شعری

  • دیوان جان

رمان‌های کردی

  • مهاباد، رمانی دربارهٔ جمهوری مهاباد
  • سی گام و یک چوبدار
  • میرنامه
  • مارتین خوشبخت
  • کوبانی

رمان‌های عربی

  • عشیق المترجم (عشیق ترجمان)
  • دم علی المئذنه (خون بر مناره)
  • نواقیس روما (زنگهای رم)

ترجمه‌ها به عربی

  • مم و زین احمد خانی
  • حدیقه ناصری
  • بدائع اللغه

منابع

جان دوست در سال ۱۹۶۵ در شهر کوبانی سوریه به دنیا آمد. سال ۱۹۹۳ داستانش«رؤیای سوخته»،جایزه بهترین داستان کردی سوریه را کسب کرد و به نمایشنامه تبدیل و اجرا شد.نوشتن به دو زبان کردی و عربی، تبدیل برخی از آثارش به فیلم کوتاه، ترجمه آثارش به چندین زبان از جمله ترکی، انگلیسی، آلمانی، فارسی و… کسب چندین جایزه، جان دوست را به نامی مشهور در عرصه ادبیات کردی بدل ساخته است.
آقای جان دوست در حال آماده شدن برای سفر به کشور اسپانیا و حضور در یک جشنواره ی ادبی بودند. به همین دلیل این مجال حاصل نشد که به تفصیل با وی به گفتگو بنشینیم. اما قرار شد که در فرصتی مناسب گفتگوی مفصلی با ایشان داشته باشیم.
* این نخستین مصاحبه ای است که به زبان فارسی با شما صورت می پذیرد. به مخاطب ایرانی چه می گویید؟
ــ دوست دارم بگــویم ادبیات مردم را متحد می کند. من نیز خوشبختم که با مخاطب ایرانی روی سفره ی پر بار و رنگین ادبیات یکی شوم و با یکدیگر از زیبایی، شعر، عشق و عرفان سخن بگوییم.
* کوبانی به دلیل ایستادگی، مقاومت و جهادش در جهان معروف شد و شما نیز اهل آنجا هستید. کوبانی در زندگی و رمانهای شما چه نقشی داشته است؟
ــ کوبانی شهر کوچکی است که زندگی آرامی در آن جریان داشت. مردمش از طوایف کرد برازان هستند در کوبانی به دنیا آمدم و تا سال ۲۰۰۰ در آنجا ماندم بعد به اروپا کوچ کردم. ۱۵ سال است به این امید زندگی می کنم که به شهرم بازگردم، بر سر قبر اعضای خانواده ام حاضر شوم به کوچه و خانه مان بازگردم. اما متأسفانه زمان اشغال توسط داعش و بمباران های ائتلاف بین المللی کاملاً ویران شد. کوبانی به من الهام می بخشد وممکن است به دلیل شناخت کامل از مردمانش، جغرافیای زیبا و سایر جزئیاتش رمانی درباره اش بنویسم.
* به نویسندگان، شاعران و ادبایی که ترور و حرکت های تروریستی کـشورهای آنها را تهدید می کند، چه می گویید؟
ــ ترور به دین، مذهب یا قومیت خاصی ارتباط ندارد و اگر ما نویسندگان درباره اصولی همچون تسامح، عدالت، محبت و… ننویسیم؛ از یک سو ترور و حرکت های تروریستی ادامه می یابند و از سویی دیگر با سکوتمان به رسالت فرهنگی مان در جهت امر به معروف خیانت کرده ایم.
* درباره حرکت های تروریستی که در دو کشور سوریه و عراق جریان دارد، چه دیدگاهی دارید؟
ــ این اقدامات تروریستی برای ضربه زدن به منطقه است که پس از سقوط نظام صدام حسین، دیکتاتور جنایتکار، رخ داد و با ورود نیروهای آمریکایی به منطقه آنها جانی دوباره گرفته و احیا شدند.
* آمریکا بزرگترین تولید و صادر کننده­ اسلحه در جهان است و همزمان نیز نخستین داعیه دار صلح در جهان . شما این لغز را چگونه می بینید؟
ــ آمریکا از نظام های دیکتاتوری حمایت و از سقوط آنها جلوگیری می کند.در جهت رشد تروریست ها عمل می کند و از مردم خفه شده در خفقان آنها به سود حاکمان بهره برداری می نماید.
آمریکا حامی صلح نیست بلکه از بین برنده صلح و آرامش جهانی است که این کار آنها در جهان نمونه های بسیاری دارد؛ مثلاً آنها با حمایت از القاعده در افغانستان، این همه ناآرامی، جنگ و کشتار و… به وجود آوردند و…
* برای وطنت سوریه و شهرت کوبانی، چه کاری انجام داده ای؟
ــ متأسفانه کار زیادی انجام نداده ام. آنچه در سوریه رخ داد واکنون در حال رخ دادن است، از توانایی من و توانایی های مردم بینوای سوریه که در اداره امور روزمره زندگی خود ناتوان هستند، بالاتر است.
* شما در غربت زندگی می کنید. غربت چه چیزی به نویسنده می دهد و چه چیزی از او سلب می کند؟ به شما چه داده است و چه چیزی از شما گرفته است؟
ــ غربت، مرگی آرام و تدریجی است. در آلمان آزادی و امنیت را تجربه کردم. متأسفانه برای اینکه آزادی را حس کنیم، باید از قفس های وطن خارج شویم تا چون طعمه‌ای در اختیار دردهای غربت قرار بگیریم. خوشبخت کسی است که در وطنش آزادانه زندگی کند. غربت زبان آلمانی را به من هدیه داد، اما طمأنینه و آرامش روحی ام را از من گرفت. دلتنگی شکنجه ام می کند و نزدیک است انتظار مرا بکشد. با وضعیت پیش آمده برای کوبانی شرایط به مراتب دردناکتر شده است.
* رابطه رمان کردی با رمان فارسی و عربی خصوصاً و رمان شرقی عموماً را چگونه می‌بینید؟
ــ متأسفانه رمان فارسی برخلاف شعر فارسی که از شهرت و محبوبیت خاصی برخودار است، نزد ما شناخته شده نیست. نمی دانم به چه دلیلی ترجمه صورت نمی گیرد. دوست دارم رمان های فارسی به کردی و عربی ترجمه شود. این کار به دلیل نزدیکی فضاهای رمان فارسی و رمان های کردی و عربی باعث غنای این رمان ها خواهد شد.
* رمان کردی از مدت ها پیش مسیرش را آغاز کرده است. اکنون نامهای فرهاد پیربال، بختیار علی، جان دوست و… به شهرت رسیده اند. رمان کردی به چه سمت و سویی در جریان است؟
ــ رمان کردی دارد گام های مهم و بزرگی را بر می دارد و جایگاهش را در میان رمان های جهان یافته است. برخی از رمان های بختیار و فرهاد به چندین زبان از جمله عربی، انگلیسی، آلمانی و… ترجمه شده اند. بحث ترجمه بعضی از رمان هایم به فارسی نیز وجود دارد. البته رمان میرنامه ام را یکی از مترجمان کرد به فارسی ترجمه کرده است، اما هنوز چاپ نشده است.
در پایان دوست دارم بگویم که ادبیات، سفره رنگین و سرشار از نعمتی است که باید مردمان کشورهای مختلف بر گردش بنشینند و با همدیگر آشنا و دوست شوند.ادبیات نقیض جنگ است. بر ما نویسندگان واجب است که لوای عشق و تسامح و گذشت را در کتاب ها و زندگی هایمان به دست گیریم.
به خاطر این مصاحبه از شما که فرصت آشنایی و همکلام شدن با مخاطب با فرهنگ ایرانی را به من دادید، سپاسگزارم. به نویسندگان جوان توصیه می کنم که جز فرهنگ و تمدن خود با سایر فرهنگ ها و تمدن ها نیز آشنا شوند. این آشنایی حس زیبایی شناختی آنها را کامل می نماید و موضوعات زیادی را برای نوشتن به آنها الهام می کند. من فارسی را فرا گــرفته ام، با شــور و علاقه خاصی اشعار پروین و خیام و رودکی و حافظ و سعدی و… را خوانده ام و لذت ها می برم.

دیدگاه‌ها ۰

*
*